اوردر فلو با سیستم معاملاتی T.V.V.Rکریپتو، شاخص، فارکس، طلا و نفت

آموزش والیوم تریدینگ و تحلیل حجم معاملات (سیستم T.V.V.R)

در این دوره با سیستم معاملاتی T.V.V.R و روش تحلیل حجم معاملات (والیوم تریدینگ) آشنا می‌شوید.

سرفصل‌ها:

  • سایکل‌های معاملاتی و تشخیص فاز بازار و ستاپ‌های حرفه‌ای ترند تریدینگ
  • سیستم معاملاتی T.V.V.R، از پایه تا اجرا روی چارت
  • تنظیم اندیکاتورهای مربوط به این سیستم
  • ترکیب ترند و اسکالپ در یک چارچوب واحد
  • مدیریت ریسک و ساخت پوزیشن پلکانی (Pyramid)

این سیستم به یک بازار محدود نیست: در ارز دیجیتال (کریپتو)، شاخص‌ها (ایندکس‌ها)، جفت‌ارزهای اصلی در برابر دلار، نفت و طلا قابل استفاده است.

با توجه به گستردگی مطالب، کاربردی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌ها به‌صورت فشرده و عملی ارائه شده است.

محتوای آموزش

۳۰ جلسه۲۸ ساعت و ۲۰ دقیقه
سرفصل‌های دوره۳۰ درس
  1. ۱مقدمه‌ای بر مفاهیم پایهٔ ترید و چرا یادگیری ترند تریدینگ ضروری است (51 دقیقه)
  2. ۲ساختار ترند، شکست ترند و برگشت حرکت در ترند اصلی (58 دقیقه)
  3. ۳ابزار TREND-PATH و کاربرد آن در تحلیل ترند (55 دقیقه)
  4. ۴ستاپ‌های ورود در ترند اصلی (بخش اول) (59 دقیقه)
  5. ۵ستاپ‌های ورود در ترند اصلی (بخش دوم) (59 دقیقه)
  6. ۶بک‌تست ستاپ‌های ترند اصلی و تحلیل نقطهٔ ورود (57 دقیقه)
  7. ۷ستاپ‌های ورود در ترند ثانویه (بخش اول) (55 دقیقه)
  8. ۸ستاپ‌های ورود در ترند ثانویه (بخش دوم) (58 دقیقه)
  9. ۹بک‌تست و تجمیع ستاپ‌های ورود در ترند اصلی و ترند ثانویه (53 دقیقه)
  10. ۱۰مارکت دلتا سایکل (Market Delta Cycle) چیست؟ (55 دقیقه)
  11. ۱۱تحلیل سنتیمنت بازار با مارکت دلتا سایکل (56 دقیقه)
  12. ۱۲ستاپ‌های ورود بر پایهٔ مارکت دلتا سایکل (61 دقیقه)
  13. ۱۳شناخت نقاط حمایت و مقاومت (Support & Resistance) (52 دقیقه)
  14. ۱۴حمایت و مقاومت استاتیکی، والیوم پروفایل و پترن‌های والیومی (59 دقیقه)
  15. ۱۵پترن‌های والیومی و بررسی نقاط بسته‌شدن قیمت و تأثیر آن بر ترند (57 دقیقه)
  16. ۱۶دسته‌بندی ستاپ‌های ورود بر پایهٔ ترکیب ترند و والیوم پروفایل و سیگنال ساعتی ورود (55 دقیقه)
  17. ۱۷استراتژی (T.V) برای تریدهای بلندمدت (LONG-TERM TRADE) (58 دقیقه)
  18. ۱۸استراتژی (T.V.V.R) و ترکیب نقطهٔ ورود با فعالیت‌های الگوریتمی (55 دقیقه)
  19. ۱۹بک‌تست استراتژی (T.V.V.R) و تنظیمات اندیکاتور (60 دقیقه)
  20. ۲۰استراتژی استاپ هانتینگ (استاپ فیشینگ) (56 دقیقه)
  21. ۲۱بک‌تست روی چارت و بررسی یک ترید بلندمدت (57 دقیقه)
  22. ۲۲مفاهیم اولیهٔ فوت پرینت و بررسی محیط ترید در کنار اهمیت زمان مناسب ترید (53 دقیقه)
  23. ۲۳بررسی بیشترین وین ریت محیط و بالاترین پتانسیل سیگنال‌ها (56 دقیقه)
  24. ۲۴سیگنال‌سازی روی فوت پرینت بر اساس محیط‌های ترید (59 دقیقه)
  25. ۲۵تنظیمات فوت پرینت روی چارت و بک‌تست‌ها (53 دقیقه)
  26. ۲۶فرمول‌های آمادهٔ ترید و استراتژی WM دایورجنس (58 دقیقه)
  27. ۲۷مفهوم ریسک به ریوارد و وین ریت و بررسی توزیع پوزیشن‌ها برای ترید (59 دقیقه)
  28. ۲۸بررسی توزیع معاملات روزانه بر پایهٔ مدل ریاضی (58 دقیقه)
  29. ۲۹بررسی احتمالاتی وین ریت و انتخاب بهترین مدل برای ترید روزانه (60 دقیقه)
  30. ۳۰بررسی نحوهٔ افزایش لات سایز به معاملات (Pyramiding) (58 دقیقه)

آن‌چه در این مقاله می‌خوانید

دوره اوردر فلو با سیستم T.V.V.R: از ساختار ترند تا ورود در ری‌تست

اوردر فلو (Order Flow) یعنی خواندن جریان سفارش‌ها: چه کسی، در چه قیمتی و با چه سرعتی خریده یا فروخته است، و سفارش‌های منتظر کجا جمع شده‌اند. معامله‌گری که اوردر فلو می‌خواند تصمیمش را بر حجم واقعی معاملات بنا می‌کند، نه فقط بر شکل کندل‌ها؛ والیوم تریدینگ و تحلیل حجم معاملات همین است. اما ابزارهای اوردر فلو، از فوت پرینت و دلتا تا والیوم پروفایل، به‌تنهایی سیستم معاملاتی نیستند. سیستم معاملاتی T.V.V.R آن‌ها را با ترتیبی ثابت کنار هم می‌گذارد: اول ترند، بعد سطوح آماری، بعد ردپای الگوریتم‌ها در حجم، و در آخر ورود در ری‌تست.

این مقاله خلاصه همان مسیری است که دوره «آموزش والیوم تریدینگ و تحلیل حجم معاملات» در ۳۰ جلسهٔ آفلاین در فلو آکادمی طی می‌کند: ساختار ترند و ستاپ‌های ورود، مارکت دلتا سایکل، حمایت و مقاومت بر پایه حجم، والیوم پروفایل، خواندن اوردر فلو، استاپ هانتینگ، مدیریت ریسک و پیرامیدینگ، و اسکالپ در چارچوب ترند. سرفصل کامل ۳۰ جلسه در همین صفحه آمده است. اگر تازه با این مفاهیم آشنا می‌شوید، دوره رایگان آموزش اوردر فلو با فلوویو و درس والیوم تریدینگ چیست؟ نقطه شروع بهتری‌اند.

ترند تریدینگ و ساختار بازار: نظریه داو، به‌روزشده با والیوم

سیستم معاملاتی این دوره بر پایه نظریه داو (Dow Theory) ساخته شده، با دو تغییر: روشی متفاوت برای علامت‌گذاری چارت و افزودن والیوم به تحلیل. نظریه داو چیزی را پیش‌بینی نمی‌کند؛ مجموعه‌ای از مشاهدات درباره رفتار بازار است که چهار مورد از آن هنوز پایه کار است:

  • بازار سه نوع حرکت دارد: ترند اصلی، واکنش‌های ثانویه خلاف آن و نوسان‌های جزئی.
  • ترند اصلی سه فاز دارد: انباشت، مشارکت عمومی و توزیع.
  • قیمت خبر را در خود دارد.
  • شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند.

دلیل انتخاب ترند تریدینگ سه چیز است: بخش بزرگی از حرکت سالانه بازار در تعداد کمی از جلسه‌های معاملاتی رخ می‌دهد و روشی که مدام وارد و خارج می‌شود آن را از دست می‌دهد؛ وقتی جهت مشخص شد، محل استاپ لاس و پایان ترند تابع قاعده است نه سلیقه؛ و چون این خوانش بر ساختار تکیه دارد، روی همه تایم‌فریم‌ها و بازارها کار می‌کند.

سه فاز ترند و آنچه فقط والیوم نشان می‌دهد

در فاز انباشت پول آگاه در حالی موقعیت می‌گیرد که اخبار هنوز بد است و قیمت تقریبا حرکتی ندارد. در فاز مشارکت عمومی ترند آشکار می‌شود و والیوم وارد بازار می‌شود. در فاز توزیع همان پول آگاه در اوج هیجان می‌فروشد، در حالی که قیمت هنوز سقف تازه می‌سازد. فاز اول و سوم روی چارت قیمت شبیه هم‌اند اما روی چارت والیوم نه، و بخش بزرگی از ابزارهای آموزش والیوم تریدینگ برای همین تمایز ساخته شده‌اند.

چرا تحلیل حجم معاملات به بازار فیوچرز می‌رود

فارکس بازار متمرکز ندارد، پس عدد والیوم کل هم ندارد. آنچه معامله‌گر خرد معمولا معامله می‌کند قرارداد مابه‌التفاوت (CFD) است و والیومی که پلتفرم نشان می‌دهد فقط جریان سفارش‌های همان بروکر است. بازار فیوچرز متمرکز است و والیومش کامل و برای همه یکسان است، و فیوچرز ارز همبستگی نزدیکی با بازار نقدی دارد. روش کار این است: تحلیل روی فیوچرز، اجرای معامله روی CFD. برای دیدن این والیوم دیتای Level 2 لازم است، نه فید قیمت Level 1؛ Level 2 حجم خرید را از حجم فروش جدا می‌کند و همه تکنیک‌های بعدی بر همین تفکیک بنا شده‌اند.

قواعد ساختار: نقطه قطعی، اصلاح و رفتار والیوم

«سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر» یک توصیف است، نه یک آزمون. در این سیستم هر چرخش نامی دارد و هر نام قاعده‌ای. در ترند صعودی:

  • P1: نقطه شروع ساختار؛ کفی که حرکت اول پشت سر می‌گذارد.
  • P2: نقطه حرکت؛ سقفی که بازار پیش از مکث به آن می‌رسد.
  • P3: نقطه اصلاح؛ کف بالاتری که پولبک در آن تمام می‌شود.
ساختار قطعی ترند صعودی با نقاط P1، P2 و P3 و ناحیه‌های مهم روی چارت

نقطه قطعی و نقطه نامطمئن

یک نقطه فقط وقتی قطعی می‌شود که کندلی فراتر از «ناحیه مهم» حرکت قبلی بسته شود؛ در ترند صعودی بالای آن و در ترند نزولی پایین آن. تا آن زمان نقطه نامطمئن است و نباید از آن معامله کرد. عبور سایه کندل از ناحیه، کلوز فراتر از آن نیست و این رایج‌ترین خطا در خواندن ساختار است. فاصله امن‌ترین ستاپ ورود با ستاپ پرریسک، دقیقا رعایت یا نادیده‌گرفتن همین قاعده است.

حرکت، اصلاح و والیوم

اصلاح‌ها معمولا ۳۰ تا ۸۰ درصد حرکت قبلی را برمی‌گردانند و حتی اصلاح ۱۰۰ درصدی ساختار را نمی‌شکند، به شرطی که زیر آخرین کف حرکت قبلی بسته نشود. اصلاح‌های کمتر از ۲۰ درصد ورود رایگان نیستند؛ معمولا یعنی بازار کارش را تمام نکرده و ریسک ورود بیشتر است. پتانسیل حرکت بعدی به عمق اصلاح و میزان افت والیوم در آن بستگی دارد. الگوی سالم این است که والیوم در حرکت بالا برود و در اصلاح پایین بیاید:

  • حرکت با والیوم افزایشی: مومنتوم تأیید شده است.
  • حرکت با والیوم کاهشی: سیگنال برگشت نیست، اما ترند نیروی محرکه‌اش را از دست می‌دهد.
  • اصلاح با والیوم کاهشی: حالت سالم و عادی.
  • اصلاح با والیوم افزایشی: هشدار؛ به‌ویژه اگر از والیوم حرکت قبلی بیشتر شود.

شکست ترند و برگشت ترند

شکست فقط در نقطه قطعی معتبر است. کلوز درون ناحیه مهم شکست ضعیف‌تری است که معمولا دوباره تست می‌شود و اغلب ناکام می‌ماند؛ شکست تمیز، کلوز زیر کف بالاتر در ترند صعودی یا بالای سقف پایین‌تر در ترند نزولی است. اما شکست، برگشت نیست. برگشت سه مرحله دارد، به همین ترتیب:

  1. شکست قطعی در آخرین P3.
  2. شکل‌گیری P2 و P3 قطعی در جهت جدید.
  3. تغییر نام آخرین P2 نامطمئن به P1؛ ساختار قبلی تمام شده و ساختار تازه آغاز شده است.

بازار گاوی و خرسی سؤال دیگری است: بالاترین قیمت ثبت‌شده را در هشت‌دهم ضرب کنید؛ بالای این خط بازار گاوی است و زیر آن خرسی. بازار می‌تواند هم‌زمان گاوی باشد و ترند روزانه‌اش نزولی، و اشتباه گرفتن این دو منشأ بسیاری از ضررهای قابل‌اجتناب است.

ستاپ‌های ورود در ترند تریدینگ و رتبه‌بندی ریسک آن‌ها

این سیستم ترند را دو بخش می‌کند: ترند اصلی روی تایم‌فریم روزانه که جهت را تعیین می‌کند، و ترند ثانویه روی تایم‌فریم یک‌ساعته که زمان ورود را. قاعده حاکم بر همه ستاپ‌ها: در ترند اصلی، ورود همیشه از دل اصلاح است؛ هرگز از مومنتوم و هرگز خلاف جهت.

ستاپ‌های تایم‌فریم روزانه

  • کندل چکش (Hammer): بدنه کوچک و سایه‌ای حدود دو برابر بدنه، که باید در اصلاح شکل بگیرد و پایان آن خوانده می‌شود. ورود برای روز بعد و از روی کندل بسته‌شده است و استاپ لاس پشت سایه. چکش خلاف ترند اصلی پرریسک است.
  • دابل اوت‌ساید (Double Outside): پس از رسیدن اصلاح به حدود نیمی از حرکت، برای خرید کل بدنه آخرین کندل نزولی را ناحیه بگیرید؛ کندل بعدی باید بالای آن بسته شود و کندل سوم بالای دومی. ورود در کلوز سوم و استاپ در انتهای اصلاح.
  • میداس وی‌وپ (Midas VWAP): برخلاف میانگین متحرک که فقط از قیمت بسته‌شدن ساخته می‌شود و تأخیر دارد، VWAP قیمت را با حجم معامله‌شده وزن می‌دهد و به دیتای Level 2 نیاز دارد؛ والیوم CFD برای آن قابل استفاده نیست. VWAP را در نقطه انتهایی حرکت لنگر کنید و در زمان به جلو امتداد دهید؛ این امتداد WEX نام دارد و به احتمال زیاد محل چرخش اصلاح است. کندلی که در جهت ترند روی آن بسته شود ورود است و استاپ پشت WEX. شیب والیوم باید در اصلاح منفی و در حرکت مثبت باشد، وگرنه ستاپ تأیید نشده است؛ آن را روی حرکتی که دلتایش با آن مخالف بوده نکشید؛ و اگر خط خیلی نزدیک قیمت یا زیر سطح اصلاح ۳۰ درصدی باشد، احتمال برگشت را جدی بگیرید.
  • واگرایی دلتا: دلتا یعنی خرید تهاجمی منهای فروش تهاجمی. وقتی قیمت می‌ریزد اما دلتا مثبت است، حرکت پشتوانه ندارد. مدرس والیوم تریدینگ ورودهای بعد از آن را «شارپ و فیشینگ» می‌نامد: صبر کنید اصلاح بعدی به P3 قبلی برسد؛ اولین کندلی که خلاف حرکت واگرا بسته شود ورود است، استاپ پشت همان کندل و هدف انتهای دیگر اصلاح.

هفت ستاپ یک‌ساعته به ترتیب ریسک

اصلاح روزانه ممکن است چند صد پوینت عمق داشته باشد و استاپ بر اساس ساختار روزانه عریض می‌شود؛ همان اصلاح روی یک‌ساعته ساختار و شکست قطعی خودش را دارد و جای استاپ نزدیک‌تری می‌دهد. هر ترندی که پیش از شکست ترند قبلی شکل بگیرد نامطمئن است. برچسب‌های ریسک زیر همان‌هایی است که مدرس روی هر ستاپ گذاشته، از امن‌ترین به خطرناک‌ترین:

  • بسیار کم: P3 نامطمئن روی ترند قطعی، فقط در حرکت روزانه.
  • کم: P2 قطعی روی ترند ثانویه، پس از شکست قطعی ترند یک‌ساعته قبلی.
  • کم: P3 نامطمئن روی حرکت روزانه، با میداس وی‌وپ در هر دو تایم‌فریم و همچنان با شرط شکست.
  • متوسط: P3 نامطمئن روی اصلاح روزانه با میداس وی‌وپ؛ شکست را لازم دارد اما منتظر شکل‌گیری ترند یک‌ساعته جدید نمی‌ماند.
  • متوسط: P3 نامطمئن روی ترند نامطمئن در پایان اصلاح، فقط وقتی قیمت به میداس وی‌وپ ترند اصلی خورده و به زیر آن برگشته است.
  • بالا: P2 قطعی روی ترند نامطمئن، یعنی همان ستاپ کم‌ریسک بدون شرط شکست ترند؛ فقط با کمترین اندازه پوزیشن.
  • بدون برچسب: واگرایی دلتا روی یک‌ساعته، برای بهبود ورود یا انتقال استاپ به نقطه سربه‌سر، نه برای باز کردن معامله.

جایی که نباید معامله کرد

در نقطه شکل‌گیری ترند در هیچ جهتی پوزیشن باز نکنید، و پس از شکل‌گیری ترند هرگز خلاف جهت آن وارد نشوید. پایان یک حرکت قابل پیش‌بینی نیست و به گفته مدرس والیوم تریدینگ، بزرگ‌ترین ضررها دقیقا در همین نقاط رخ می‌دهد. چند قاعده هم بر همه ستاپ‌ها حاکم است:

  • هیچ ستاپی ساختار اشتباه‌خوانده را نجات نمی‌دهد.
  • تایم‌فریم چهارساعته جزو سیستم نیست و ورود بر آن بنا نمی‌شود.
  • ترند اصلی را مستقیم معامله نکنید؛ فاصله استاپ بیش از حد زیاد است.
  • استاپ لاس را هرگز جابه‌جا نکنید؛ ضرر کوچک‌تر را بپذیرید.
  • قطعیتی وجود ندارد؛ گاهی همین استاپ‌ها هم اشتباه از آب درمی‌آیند.

مارکت دلتا سایکل و واگرایی دلتا در اوردر فلو

در این سیستم معاملاتی، تحلیل از بیرون چارت شروع می‌شود: چرخه اقتصادی (انبساط، اوج، انقباض و کف) که نرخ بهره، سیاست دولت و رویدادهای جهانی آن را می‌چرخانند، جهتی را تعیین می‌کند که بازار حاضر است برود. درون آن چرخه‌ای سریع‌تر جریان دارد که از رفتار واقعی معامله‌گران می‌آید: مارکت دلتا سایکل (Market Delta Cycle).

واگرایی دلتا چه می‌گوید و چه نمی‌گوید

دلتا تفاضل خرید و فروش تهاجمی است. واگرایی یعنی قیمت سقف بالاتری می‌سازد اما خرید پشت آن ضعیف‌تر است، یا قیمت پایین می‌رود و دلتا مثبت می‌شود. ادعایش محدود است: حرکت با جریان همیشگی‌اش پشتیبانی نمی‌شود؛ نه پایان حرکت را می‌گوید و نه جهت بعدی را. جدایی دلتا و قیمت دلایل عادی هم دارد که ربطی به احساسات بازار ندارد:

  • نقدینگی یا عمق کم بازار؛
  • یک معامله بزرگ که دلتا را تا جذب شدنش منحرف می‌کند؛
  • پوشش ریسک (هج) یک پوزیشن در ابزاری مرتبط؛
  • هج دلتای آپشن‌ها؛
  • ناهمخوانی قیمت با حجم یا اوپن اینترست، که شاید انباشت باشد و شاید هیچ معنایی نداشته باشد.

پس واگرایی باید با احتیاط تفسیر شود و به‌تنهایی هرگز مبنای یک پوزیشن نیست.

چرا قیمت به محل شروع واگرایی برمی‌گردد

چند سازوکار هم‌زمان به همان قیمت اشاره می‌کنند:

  • سطح نقطه مرجع می‌شود و سفارش‌ها اطرافش قرار می‌گیرند؛
  • انسان‌ها و الگوریتم‌ها همان تاریخچه را به یاد دارند؛
  • حدضررها و حدسودها آن‌جا جمع‌اند و فعال شدنشان خود قیمت را حرکت می‌دهد؛
  • انتظار فراگیر بازگشت، خود بازگشت را می‌سازد؛
  • بازگشت جایی است که خوانش اولیه تأیید یا باطل می‌شود.

این نقاط مثل آهنربا عمل می‌کنند، چون نقدینگی بالای آن‌ها نشسته است؛ سطحشان را حتی بدون معامله واگرایی علامت بزنید.

چهار طول سایکل و قاعده علامت‌گذاری زون

قاعده اصلی: هرچه سایکل بالاتر، زون مهم‌تر و محکم‌تر.

  • سایکل‌های ترند: کوتاه‌ترین، محل ورود تیز یا شکار حدضرر؛
  • روزانه: فعال‌ترین، واکنش فوری بازار به خبر و داده اقتصادی؛
  • هفتگی: احساسات کوتاه‌مدت و محل شکل‌گیری مقاومت؛
  • ماهانه و قراردادی: نه برای ورود، بلکه برای احساسات بلندمدت و دید بازیگران بزرگ.

بزرگ‌ترین سایکل خود قرارداد است: فیوچرز در سررسید از بین می‌رود و بیشتر بازیگران به‌جای تحویل دارایی، پوزیشن را با پرداخت هزینه به قرارداد بعدی رول‌اوور می‌کنند؛ پس تحلیل از سایکل قرارداد شروع می‌شود و به سایکل‌های کوچک‌تر می‌رسد. در این مقیاس، قیمت نزولی با دلتای مثبت یعنی خریداران دارایی را باارزش‌تر از قیمت فعلی می‌دانند و انباشت می‌کنند؛ این می‌تواند پیش از برگشت بیاید، اما زمانش در سیگنال نیست.

قاعده علامت‌گذاری در همه طول‌ها یکی است: در دوره صعودی با دلتای منفی کف دوره مهم است و در دوره نزولی با دلتای مثبت، سقف آن. اما زون خود معامله نیست؛ می‌گوید کجا را نگاه کنید، نه کی وارد شوید، و ورود با تکنیک‌های ترند یا حجمی انجام می‌شود.

اول داده اقتصادی، بعد ساختار ترند، در آخر دلتا

در مثال فیوچرز یورو، ستون فقرات تحلیل اختلاف نرخ بهره منطقه یورو و آمریکا است: داده تورم CPI انتظار از بانک مرکزی را عوض می‌کند، قیمت به سمت سطح متناظر می‌رود و سایکل‌های دلتا در این مسیر جای ورود می‌دهند. ورود وقتی است که داده اقتصادی، جایگاه در سایکل و یک سطح تکنیکال، معمولاً VWAP میداس ترند اصلی، هم‌راستا شوند.

  • زون هم‌جهت با داده‌ها و ترند اصلی: ورود؛ کف یک سایکل دلتا بهترین ورود با کمترین ریسک است.
  • زون خلاف داده‌ها: نه برای ورود بلندمدت، بلکه برای خروج بخشی از پوزیشن یا به‌عنوان سطح حمایت و مقاومت.

هشدار مدرس والیوم تریدینگ صریح است: هر استراتژی این بخش باید بر تحلیل فاندامنتال استوار باشد و از ساختار ترند پیروی کند؛ دلتا آخرین شرط است و فقط تأیید می‌کند. بدون درک چرخه‌های اقتصادی و داده‌های بازار پول، بخش مهمی از این استراتژی از دست می‌رود.

حمایت و مقاومت بر پایه حجم: سطوح ساختاری و آماری

حمایت و مقاومت کلاسیک، از کف‌ها و سقف‌های قبلی یا میانگین متحرک و خط روند، فقط از قیمت می‌آیند، نه از هزینه‌ای که برگرداندن بازار داشته؛ دو سطح یکسان روی چارت ممکن است حجم کاملاً متفاوتی پشت خود داشته باشند. تحلیل حجم معاملات همین بعد گمشده را اضافه می‌کند.

در این مدل دو نوع سطح هست: ساختاری، یعنی نقاط P2 و P3 ساختار ترند در تایم‌فریم روزانه و ساعتی، و آماری، که از ترکیب قیمت، زمان و حجم محاسبه می‌شود. درباره سطوح ساختاری:

  • در روند صعودی و نزولی، P2 قابل معامله نیست و P3 با ستاپ‌های ورود ترند معامله می‌شود.
  • سطوح ساختاری بیشتر برای خروج بخشی از پوزیشن‌اند تا ورود؛ منطقه «بدون معامله»، چون پایان یک حرکت را نمی‌توان قیمت‌گذاری کرد.

سطح آماری جایی است که بازار قبلاً با فشار واقعی خرید یا فروش روبه‌رو شده و حجم، نوسان و احتمال برگشت در آن بیشتر است؛ بخش بزرگی از معاملاتش هم الگوریتمی است، چون سیستم‌های خودکار روی همین نقاط بک‌تست و مدیریت ریسک می‌شوند.

ابزارهای سطوح آماری

  • پیوت پوینت‌ها، از سقف، کف و قیمت بسته شدن دوره قبل؛ مهم‌ترینشان خود پیوت (PP) است.
  • VWAP روزانه، هفتگی و ماهانه، به‌علاوه VWAP میداس؛ برخلاف میانگین متحرک تأخیر ندارد.
  • ژورنال حجم، که حجم را بر حسب قیمت و مستقل از چارت بایگانی می‌کند؛ خطوطی با دلتای مثبت یا منفی بسیار بزرگ هنگام بازگشت قیمت نقش حمایت و مقاومت دارند.
  • والیوم پروفایل و TPO.

قاعده‌ای که بر همه‌چیز مقدم است

هر عنصر آماری باید با ساختار بازار هم‌راستا باشد؛ اگر با آن در تضاد باشد، استفاده نمی‌شود. هدف محاسبات تولید سیگنال نیست، بلکه یافتن قیمتی است که چند سنجه روی آن جمع شوند، چون آن‌جا بیشترین الگوریتم‌ها فعال می‌شوند؛ اما چنین تجمعی اگر خلاف جهت باشد بی‌ارزش است. پیوت و VWAP هفتگی درون اصلاح یک روند صعودی سطح قابل کار است، اما VWAP ماهانه و حمایت پیوتی که خلاف جهت و پس از شکست ترند به هم رسیده‌اند کنار گذاشته می‌شوند؛ شاید قیمت واکنش نشان دهد، اما ورود همچنان پرریسک است.

والیوم پروفایل، الگوهای حجمی و بسته شدن کندل

والیوم پروفایل حجم معامله‌شده را در برابر قیمت نشان می‌دهد، نه زمان؛ و TPO (Time Price Opportunity) مدتی را که بازار در هر قیمت مانده است. اجزای هر دو یکی است:

  • نقطه کنترل (POC): پرحجم‌ترین قیمت، به‌عنوان تعادل یا ارزش منصفانه بازار؛
  • ناحیه ارزش (Value Area): حدود ۷۰ درصد فعالیت، که روی چارت‌های مدرس با ۶۸ درصد رسم شده است؛
  • لبه‌های بالا و پایین ناحیه ارزش (VAH و VAL)؛
  • نودهای پرحجم و کم‌حجم؛ نود کم‌حجم قیمتی است که بازار بی‌آنکه بماند از آن گذشته است.

والیوم پروفایل همان منحنی زنگوله‌ای توزیع نرمال است که به پهلو خوابیده، و چولگی (Skewness) نشان می‌دهد حجم در کدام انتها انباشته شده است.

سه الگوی حجمی و معنای آن‌ها در ترند

سنجه SPP این خوانش را عددی می‌کند:

  • الگوی P: حجم در بالا، چولگی مثبت، SPP بیشتر از مثبت ۰٫۴؛ سلطه خریداران.
  • الگوی D: حجم متعادل در میانه، SPP بین منفی ۰٫۴ و مثبت ۰٫۴؛ توافق عرضه و تقاضا.
  • الگوی b: حجم در پایین، چولگی منفی، SPP کمتر از منفی ۰٫۴؛ سلطه فروشندگان.

اما یک شکل در دو ترند معنای متضاد دارد. P در روند صعودی ادامه است و در روند نزولی هشدار برگشت، چون با وجود فروش، در قیمت‌های بالاتر خرید قابل توجهی انجام شده است. b در روند نزولی ادامه است، هرچند شاید خستگی فروشندگان باشد، و در روند صعودی معمولاً یعنی فروشندگان قوی می‌شوند و برگشت ممکن است. D مبهم است، تثبیت یا پایان حرکت؛ آن را سیگنال نخوانید و دنبال شواهد بیشتر بگردید. شکل فقط یک ورودی است و ساختار معنایش را تعیین می‌کند.

بسته شدن کندل نسبت به ناحیه ارزش

  • داخل ناحیه ارزش: تعادل عرضه و تقاضا؛ ثبات کوتاه‌مدت، نه حرکت.
  • بالای ناحیه ارزش: خریداران قیمت را از محدوده اصلی معاملات بیرون برده و تا بسته شدن نگه داشته‌اند؛ به نفع ادامه صعود.
  • پایین ناحیه ارزش: قرینه آن، به نفع ادامه نزول.

هیچ‌کدام به‌تنهایی معامله نیست و همراه با شکل پروفایل و ترند خوانده می‌شود.

سینگل پرینت، باندهای انحراف، ادغام پروفایل و رنج آغازین

  • سینگل پرینت (Single Print): قیمتی در TPO که فقط یک بار لمس شده؛ هنگام بازگشت معامله کمی آن‌جاست، پس قیمت مکث می‌کند یا برمی‌گردد. در انتهای حرکت (Excess)، هشدار پایان ترند است.
  • باندهای انحراف معیار دور VWAP کشیدگی قیمت را می‌سنجند، اما قیمت می‌تواند بیش از انتظار کشیده بماند؛ پس تأیید می‌کنند، نه ماشه. تنظیم انحراف: جفت‌ارزها ۲ تا ۲٫۵، شاخص‌ها ۱٫۵ تا ۲.
  • ادغام پروفایل چند روز توصیفی است نه استراتژی، و پیش از استفاده باید کامل تست شود: حداکثر یک هفته، هرگز ادغام حرکت با اصلاح، هدف رسیدن به D و سازگاری با TPO.
  • رنج آغازین (Opening Range) برای فیوچرز دو دقیقه اول است و در بازگشایی پرنوسان فیوچرز آمریکا به‌جای بالانس اولیه (Initial Balance) به کار می‌رود؛ کار می‌کند چون نقدینگی آن‌جاست و نباید خلاف ساختار بازار استفاده شود.

خواندن اوردر فلو: از اوردر بوک و تایم اند سلز تا سرعت بازار

اوردر فلو فقط معاملات انجام‌شده را نمی‌خواند؛ سفارش‌های منتظر، معامله‌گرانی که آن‌ها را برمی‌دارند و سرعت این اتفاق را هم می‌خواند.

اوردر بوک و معامله‌گران پسیو

اوردر بوک فهرست سفارش‌های خرید و فروشی است که روی یک نماد منتظر اجرا هستند، با حجم هر قیمت. اوردر بوک بازار فیوچرز متمرکز است و اطلاعاتش برای همه یکسان است؛ دلیل قابل استفاده بودن والیوم این بازار هم همین است. همه حاضران در اوردر بوک پسیو هستند: سفارش لیمیت گذاشته‌اند و منتظرند. خریداران پسیو و فروشندگان پسیو هیچ ارتباط مستقیمی با هم ندارند؛ دو صف منتظر که نمی‌توانند با یکدیگر معامله کنند.

معامله‌گران تهاجمی، تایم اند سلز و فوت‌پرینت

آنچه دو صف را به هم می‌رساند معامله‌گر تهاجمی (Aggressive) است که با عبور از اسپرد، فورا در برابر سفارش منتظر می‌خرد یا می‌فروشد. فقط دو ترکیب وجود دارد: خریدار تهاجمی از فروشنده پسیو می‌خرد و فروشنده تهاجمی به خریدار پسیو می‌فروشد. نقدینگی و جریان سفارش از همین سازوکار می‌آید و رنگ کندل در آن نقشی ندارد.

این معاملات در تایم اند سلز (Time and Sales) سطر به سطر دیده می‌شوند: زمان، قیمت و حجم. اگر همین اعداد کنار کندل و در قیمت خودشان نوشته شوند، فوت‌پرینت به دست می‌آید که خواناتر است و ردگیری یک خریدار بزرگ را ممکن می‌کند. در دیتای لول ۱ هیچ‌کدام از این‌ها وجود ندارد.

نمودار فوت پرینت: حجم خرید و فروش در هر قیمت، ایمبالانس، POC و محدودهٔ ارزش

با ورود به معامله خرید، در واقع سه سفارش گذاشته‌اید: خرید، و دو فروش که یکی حد ضرر است و دیگری تارگت. پس حد ضرر شما سفارشی واقعی است که کنار سفارش‌های همه در بازار نشسته است.

هر تیک چه اطلاعاتی دارد؟

هر سفارش یک تیک است با سه فیلد: زمان، حجم، و خرید یا فروش بودن. سنجه‌های اصلی از همین‌ها ساخته می‌شوند:

  • میانگین اندازه معامله (ATS): حجم تقسیم بر تعداد سفارش‌ها. مقدار بالا به الگوریتم‌ها اشاره دارد؛ آستانه آن بالای ۱٫۸ برای یک کندل و بالای ۳٫۵ در یک سطح قیمتی است.
  • بیگ ترید (Big Trade): سریع‌ترین واکنش انسان، یک پلک زدن، ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلی‌ثانیه است؛ پس بیش از صد سفارش در یک میلی‌ثانیه کار انسان نیست و معاملات فرکانس بالاست.
  • AVB: الگوریتم‌هایی را پیدا می‌کند که سفارش را به قطعات کوچک می‌شکنند تا دیده نشوند؛ کندل‌هایی با AVB بالا مثل اوردر بلاک عمل می‌کنند.
  • خط دلتا: دلتای انباشته از ابتدای روز؛ واگرایی آن با قیمت یعنی حرکت پشتوانه ندارد یا مصنوعی است.

سرعت بازار

تسلط بر خواندن مستقیم نوار معاملات زمان زیادی می‌برد و الگوریتم‌ها هم همیشه با حجم بزرگ معامله نمی‌کنند. سرعت بازار (Market Speed) نشان می‌دهد سفارش‌ها و حجم از هر طرف با چه سرعتی می‌رسند و کدام طرف جلوتر است. پنل آن دلتای سشن، سرعت سفارش‌های خرید و فروش، دلتای سطرهای در حال عبور و تحلیل وضعیت سفارش‌ها از ابتدای بازار را نشان می‌دهد.

سیستم معاملاتی T.V.V.R چیست؟ اوردر فلو در چهار مرحله

T.V.V.R سیستم کامل ورود در این دوره است که اجزای اوردر فلو و تحلیل حجم معاملات را کنار هم می‌گذارد. حروف آن چهار مرحله سیستم‌اند:

  • T: ترند روزانه و یک‌ساعته
  • V: محاسبات آماری بر پایه حجم
  • V: الگوریتم حجمی در تایم‌فریم یک‌ساعته و یک‌دقیقه‌ای
  • R: ری‌تست حجمی

مدرس والیوم تریدینگ این سیستم را بهترین راه برای گرفتن یک حرکت بزرگ با حد ضرر کوچک می‌داند. گام‌های آن خلاصه همه اجزای قبلی است:

  1. موقعیت فاندامنتال نماد را بررسی کنید: فاز چرخه و تقویم اقتصادی چند روز آینده.
  2. ترند روزانه را برای تعیین جهت بخوانید: شروع ترند، پایان حرکت یا آغاز اصلاح.
  3. در چارت ساعتی تشخیص دهید بازار در چرخش، حرکت یا اصلاح است؛ خرید یا فروش همین‌جا تعیین می‌شود.
  4. شیب‌ها و دلتاها را برای قدرت و ضعف بسنجید و نقاط فیشینگ را، اگر هستند، مشخص کنید.
  5. با جهت مشخص، به نواحی آماری نزدیک شوید: پیوت‌ها، VAH و VAL.
  6. در این نواحی، روی چارت یک‌دقیقه‌ای منتظر واکنش الگوریتم‌ها بمانید.
  7. اگر در آن دقیقه فعالیت ظاهر شد، انتظار حرکت قیمت در جهت موردنظر را داشته باشید.
  8. دلتای آن حرکت را بسنجید تا مطمئن شوید معامله‌گران تهاجمی واقعا وارد شده‌اند.
  9. در ری‌تست وارد شوید؛ وقتی قیمت به ناحیه الگوریتمی برمی‌گردد.

هشت گام پیش از هر خریدی انجام می‌شوند. ورود، ری‌تست است نه واکنش.

نمای کلی سیستم معاملاتی T.V.V.R: ترند روزانه و یک‌ساعته، ناحیهٔ ورود و تأیید با حجم یک‌دقیقه‌ای

اول ترند، بعد ناحیه، بعد سیگنال

این سلسله‌مراتب در سیستم معاملاتی T.V.V.R استثنا ندارد. سیگنال‌ها هر جا فشار خرید یا فروش باشد ظاهر می‌شوند، یعنی مدام؛ فقط آن‌هایی مهم‌اند که داخل ناحیه‌ای از پیش شناسایی‌شده شکل بگیرند. سیگنالی که پیش از رسیدن قیمت به ناحیه ظاهر شود ورود زودهنگام نیست؛ اصلا ورود نیست.

کندل‌های سیگنال ساعتی

اولین تایم‌فریم سیگنال، چارت ساعتی است با سه شکل کندل که ملاکشان محل بسته شدن نسبت به ناحیه حجم معنادار است. ترتیب قدرت: کندل قرمز اول، زرد دوم و آبی آخر. ورود مکانیکی است: صبر تا بسته شدن کندل، سفارش لیمیت روی لبه ناحیه ارزش (VAH برای خرید و VAL برای فروش) و حد ضرر پشت کندل. سه محدودیت:

  • سیگنال خلاف ترند یا خلاف داده‌های فاندامنتال استفاده نمی‌شود.
  • اگر سیگنال پیش از سشن آمریکا شکل بگیرد و بازار حرکتی نکرده باشد، انتظار داشته باشید کف کندل سیگنال با باز شدن آن سشن فیش شود؛ بهتر است پیش از آن خارج شوید و از ورود فیشینگ استفاده کنید.
  • کندل سیگنال خیلی بزرگ را رها کنید؛ حد ضرر بیش از حد دور است.

نقطه کنترل تست‌نشده و حجم بالاتر از میانگین

نقطه کنترل (POC) تست‌نشده، یعنی سطح پرحجمی که بازار به آن برنگشته، نقطه برگشت پرپتانسیلی است اما حداکثر دو روز اعتبار دارد. باید در جهت ترند باشد و بهترینش مال ساعت قبل است؛ نقطه کنترل خلاف ترند ورود نیست و فقط برای خروج بخشی به کار می‌رود. حجم بالاتر از میانگین روی ناحیه حمایت یا مقاومت ورود است؛ اما اگر بیرون از محدوده‌های تکنیکال شما رخ دهد از آن استفاده نکنید، چون به دلیل ماهیت میانگین‌گیری بازار فیوچرز، حجم بزرگ در جاهای زیادی ظاهر می‌شود.

ورود در تایم‌فریم یک‌دقیقه‌ای

ورود در این سیستم روی چارت یک‌دقیقه‌ای است که حد ضرر را بسته به نماد به حدود ۸ پیپ می‌رساند، به‌جای ۳۰ یا ۴۰ پیپ در تایم‌فریم بالاتر. دو هشدار: اگر یک دقیقه برایتان زیادی سریع است از پنج یا ده دقیقه شروع کنید و کم‌کم پایین بیایید؛ و چارت یک‌دقیقه‌ای را به‌تنهایی معامله نکنید، چون فعالیت یک‌دقیقه‌ای مدام ظاهر می‌شود و فقط آنچه داخل ناحیه از پیش شناسایی‌شده باشد حساب است.

استراتژی استاپ هانتینگ با اوردر فلو: ورود بعد از شکار حد ضررها

قیمت کف دیروز را چند واحد می‌شکند، حد ضرر همه فعال می‌شود و بعد برمی‌گردد. این بدشانسی نیست، سازوکار است. استاپ هانتینگ یا استاپ فیشینگ (Stop Fishing) کاری است که مارکت میکرها با حد ضرر دیگران می‌کنند تا سفارش‌های لیمیت خودشان پر شود: بازار را به‌صورت الگوریتمی به ناحیه‌ای پر از حد ضرر می‌برند و حرکت اصلی بعد از پر شدن آن‌ها شروع می‌شود. ناحیه فیشینگ ۲۰ تا ۲۵ پیپ آن‌سوی ناحیه هدف است. دلیلش ساده است: سفارش لیمیت بزرگ به جریان تهاجمی در طرف مقابل نیاز دارد و حد ضرری که فعال شود بلافاصله سفارش تهاجمی است. پس اسپایک خود حرکت نیست؛ هزینه حرکت را می‌پردازد.

حد ضررها کجا جمع می‌شوند؟

  • سقف و کف دیروز.
  • سقف و کف سشن‌های آسیا، اروپا و آمریکا.
  • نقاط P2 و P3، به‌ویژه با دلتای مخالف و شیب حجم منفی.
  • سطوح چرخه بازار، یعنی نواحی چرخه دلتا.

فیشینگ هم‌جهت با ساختار

این نوع را مدرس بهترین ورود می‌داند، چون می‌توان شکار را از قبل پیش‌بینی کرد. دنبال حرکتی هستید که پشتوانه نداشته، یعنی شیب حجم منفی یا دلتای ناهماهنگ؛ این نواحی معمولا حوالی P3 شکل می‌گیرند و شکار معمولا کمی پیش از یک خبر مهم رخ می‌دهد. شرط اصلی: داده‌های فاندامنتال باید با ترند اصلی هم‌جهت باشند. معمولا بازار اول با حرکت خلاف خبر ناحیه را فیش می‌کند، بعد به ناحیه برمی‌گردد و تازه حرکت اصلی را شروع می‌کند.

استاپ هانتینگ در جهت ساختار: حرکت با واگرایی دلتا و ناحیهٔ فیشینگ روی چارت

سه موقعیتی که نباید وارد شد:

  • خبر خلاف ترند است، تحلیل روشن نیست یا عدد منتشرشده بیرون از انتظارات بوده؛ ممکن است شکست ترند باشد نه شکار.
  • مومنتوم روزانه از ناحیه P2 بسیار جلوتر رفته و به اصلاح نیاز دارد؛ نواحی P3 ساعتی پایین‌تر می‌توانند تله باشند و بازار همه ورودها را استاپ بزند، حتی اگر خبر پشتیبانشان باشد.
  • چند ناحیه نزدیک به هم وجود دارد؛ معمولا همه با هم فیش می‌شوند، پس از بالاترین نقطه کار کنید نه نزدیک‌ترین.

اگر شکار انجام شد و بازار حرکت نکرد، تلاش اول نقدینگی کافی جذب نکرده و تلاش دوباره در راه است: انباشت و ادامه در سشن آسیا، تکرار شکار (معمولا در مجموع سه بار)، یا روزی به شکل H که طرف دیگر را هم فیش می‌کند.

فیشینگ خلاف ساختار: تله

نوع دوم عکس اولی است و ریسک بالایی دارد. معمولا غیرمنتظره، با خبر برنامه‌ریزی‌نشده یا حرکت مصنوعی مارکت میکر، و خلاف ترند در نواحی P2 رخ می‌دهد؛ نقطه‌ای که اصولا ناحیه عدم معامله است. پس دابل باتم یا دابل تاپ خلاف ترند تله است، نه الگوی برگشتی. اگر باز هم قصد معامله آن را دارید:

  • استاپ خوردن زیاد است؛ با حداقل حجم، یعنی یک‌سوم ریسک روزانه، وارد شوید.
  • بیشتر پوزیشن را در نسبت ریسک به ریوارد 1:2 ببندید.
  • از فوت‌پرینت استفاده کنید، اخبار فاندامنتال را زیر نظر بگیرید و ناحیه فیشینگ باید دلتای مخالف داشته باشد.

نشانه‌های استاپ هانتینگ در لحظه وقوع

چهار نشانه اول می‌گویند شکار در جریان است و دو نشانه آخر تأیید می‌کنند که تمام شده است:

  1. دلتای مخالف حرکت افزایش می‌یابد.
  2. بیگ سایز و سفارش‌های سوئیپ خلاف حرکت ظاهر می‌شوند.
  3. قیمت زیر ناحیه پرحجم بسته می‌شود.
  4. عقربه‌های سرعت بازار بالا می‌روند و تغییر در جهت مخالف است.
  5. سپس بیگ سایز یا سوئیپ در جهت حرکت اصلی ظاهر می‌شود.
  6. قیمت بالای سوئیپ بسته می‌شود اگر کف فیش شده بود، یا زیر آن اگر سقف.

خود اسپایک معامله نمی‌شود؛ آنچه از دل آن برمی‌گردد معامله می‌شود.

مدیریت ریسک در معاملات اوردر فلو: سقف ریسک، وین ریت و نقطه سربه‌سر

مدرس والیوم تریدینگ مدیریت ریسک را مهم‌ترین بخش این سیستم معاملاتی می‌داند: معامله‌ای که در جای درست و در لحظه درست باز شده باشد، اگر حجم و خروجش غلط باشد، باز هم می‌تواند حساب را از بین ببرد.

تعیین حجم و سقف‌های ریسک

سه روش تعیین حجم روی یک سری ضرر پیاپی مقایسه می‌شوند. ریسک یک درصد از موجودی فعلی برای مبتدی‌هاست، به‌خصوص پیش از معامله با پول واقعی، چون بیش از دو سال فرصت کسب تجربه می‌دهد. ریسک ثابت یک درصد از موجودی اولیه برای بعد از کسب تجربه است. ریسک پنج درصد جایی ندارد؛ هم از نظر حسابی بدتر است و هم فشار روانی آن می‌تواند به تلاش معامله‌گر تازه‌کار پایان دهد. سه سقف هم پیشنهاد نیستند، قانون‌اند:

  • ریسک روزانه حداکثر ۱ تا ۱٫۵ درصد؛ در هیچ سطحی، نه نیمه‌حرفه‌ای و نه بسیار حرفه‌ای، از ۱٫۵ درصد بالاتر نمی‌رود.
  • ریسک هفتگی حداکثر ۴ تا ۴٫۵ درصد و ریسک ماهانه حداکثر ۸ تا ۱۲ درصد.
  • اگر در یک هفته بیش از ۴ درصد ضرر کردید، دست‌کم یک هفته از بازار دور بمانید و استراتژی را بازبینی کنید تا تصمیم‌های عجولانه روی ضررها گرفته نشود.

اندازه پوزیشن از فاصله حد ضرر می‌آید: ارزش پیپ ضربدر فاصله استاپ لاس و تعداد لات، به‌علاوه کمیسیون، تقسیم بر درصد ریسک. فاصله استاپ و اندازه پوزیشن نسبت عکس دارند: استاپ کوتاه‌تر یعنی پوزیشن بزرگ‌تر با همان پول. هشدار مدرس: برای هر معامله ریسکی بالاتر از ۱٫۲ درصد انتخاب نکنید و بهتر است روی همان یک درصد بمانید.

وین ریت، ریسک به ریوارد و نقطه سربه‌سر

وین ریت درصد معاملات برنده است؛ ریسک به ریوارد، سود در برابر ریسک پذیرفته‌شده؛ و نقطه سربه‌سر حداقل وین ریتی است که حساب با برنامه خروج شما در آن نه رشد می‌کند و نه عقب می‌رود. هرچه پایین‌تر، بهتر. مثال مدرس: سرمایه ۳۵ هزار دلار، حد ضرر ۱۰ پیپ، ارزش هر پیپ ۱۰ دلار، سه لات و کمیسیون ۱۰ دلار برای هر لات؛ ورود و استاپ ثابت است و فقط خروج تغییر می‌کند:

  • بستن همه حجم در 1:1: نقطه سربه‌سر ۵۵ درصد.
  • بستن همه حجم در 1:2: نقطه سربه‌سر ۳۶٫۶ درصد.
  • بستن یک لات در 1:2، یک لات در 1:3 و یک لات در 1:4: نقطه سربه‌سر ۲۷٫۵ درصد.

یعنی خروج از ورود مهم‌تر است. انتظار وین ریت ۸۰ یا ۹۰ درصد از بازار واقع‌بینانه نیست؛ حتی ۴۰ درصد قابل‌توجه است و به گفته مدرس بیشتر معامله‌گران حرفه‌ای با وین ریتی حدود ۳۵ درصد کار می‌کنند. آنچه نقطه سربه‌سر را پایین می‌آورد:

  • دورتر بردن لات‌های برنده، به‌خصوص لات آخر.
  • کم کردن تعداد لات‌ها.
  • محافظت از سود: بردن استاپ به نقطه ورود و بستن بخشی از حجم در نقاط کلیدی.
  • تعیین حد ضرر بر اساس شرایط و نوسان بازار، نه یک عدد ثابت.
  • ورود در سطوح قوی که احتمال از قبل در آن‌ها بهتر است.

تقسیم ریسک روزانه و هزینه تارگت بزرگ

در سیستم T.V.V.R حدود دو فرصت خوب در روز پیش می‌آید، پس ریسک روزانه میان دو یا سه پوزیشن تقسیم می‌شود؛ خوردن حد ضرر اجتناب‌ناپذیر است و بودجه روز باید از آن عبور کند. بیش از چهار معامله در روز انجام ندهید، حتی در اسکالپ، چون برد و باخت هر دو بر قضاوت اثر می‌گذارند.

استدلال پایانی هندسی است: احتمال برخورد دو توپ در یک اتاق با بزرگ‌تر شدن اتاق کم می‌شود و اتاق همان ریسک به ریوارد است. ریوارد بالا رایگان نیست و هزینه‌اش با احتمال پرداخت می‌شود؛ خروج پله‌ای برای همین است: لات اول در 1:2 نتیجه‌ای محتمل را برداشت می‌کند و لات آخر به سراغ نتیجه‌ای کم‌احتمال‌تر می‌رود.

پیرامیدینگ (هرم‌سازی) و سوپر پیرامید: بزرگ کردن پوزیشن از محل سود

پیرامیدینگ (Pyramiding) یعنی افزودن به پوزیشن وقتی بازار در جهت شما حرکت می‌کند و سود رشد می‌کند، با ریسک کنترل‌شده؛ نه افزودن حجم به پوزیشن ضررده برای بهتر کردن میانگین، که مال بازارهای نقدی است نه اهرمی. پیرامیدینگ در بازار رنج بی‌فایده است و برای ترندهای یک‌ساله یا طولانی‌تری است که بحران‌های اقتصادی بزرگ، تورم رو به افزایش، رکود، همه‌گیری‌ها یا آغاز و پایان بحران‌های منطقه‌ای می‌سازند. روش، به ترتیب مدرس:

  1. معامله را طبق قواعد مدیریت ریسک باز کنید، اما آن را در R4 نبندید.
  2. وقتی ترند شکل گرفت و پتانسیل فیشینگ (شکار استاپ) وجود نداشت، استاپ آخرین پوزیشن را زیر ترند ساعتی ببرید.
  3. در ترند بعدی با همان قواعد معامله تازه‌ای بگیرید، پوزیشن قبلی را باز نگه دارید و پس از شکل‌گیری ترند جدید، استاپ هر دو را زیر آن ببرید؛ به این ترتیب در هر ترند یک پوزیشن باز می‌ماند.
  4. استاپ را زیر محدوده اصلاح روزانه نبرید، مگر وقتی اصلاح روزانه شکل گرفته و ترند دوباره ادامه یافته است.
  5. هرم را فقط روی حرکت اصلی روزانه بسازید.
طرح پیرامیدینگ: افزودن پلکانی به پوزیشن در جهت ترند روزانه و یک‌ساعته

سوپر پیرامید

سوپر پیرامید بهره مرکب روی همین هرم است. به گفته مدرس بهره مرکب در صفحه‌گسترده آسان و در بازار سخت است، چون بازدهی قطعی نیست؛ پس نسخه او عمداً محافظه‌کارانه است: سود هر معامله بر دو یا سه تقسیم و یک سهم آن به ریسک معامله بعدی اضافه می‌شود. تقسیم بر سه کم‌ریسک‌تر و کندتر است و تقسیم بر دو سریع‌تر. تا معامله پنجم حجم پوزیشن تقریباً دو برابر می‌شود، بی‌آنکه ریسک روزانه روی اصل سرمایه تغییر کند؛ بخشی از سود ریسک می‌شود نه اصل سرمایه. و هشدار مدرس: این روش همیشه خطر از دست دادن سود مازاد را به همراه دارد.

اسکالپ در چارچوب ترند: معامله در فاصله‌های کوتاه با رنج بار و اوردر فلو

هشدار مدرس پیش از هر چیز: اسکالپ روشی پرریسک است که تجربه بسیار زیادی می‌خواهد. اسکالپ یعنی معاملات زیاد در افق چند ثانیه تا چند دقیقه برای سودهای کوچک. چون یک ضرر بزرگ همه سودهای کوچک را از بین می‌برد، خروج باید سخت‌گیرانه و حد ضرر نزدیک قیمت ورود باشد.

چرا اسکالپ حرفه‌ای به دیتای لول ۲ نیاز دارد

اسکالپرهای حرفه‌ای با اوردر بوک و رابطه معامله‌گران اگرسیو و سفارش‌گذاری کار می‌کنند و همه از دیتای لول ۲ استفاده می‌کنند. از نگاه مدرس، اسکالپ در بازارهای سی‌اف‌دی (CFD) به سه دلیل حرفه‌ای نیست: اسپرد و کمیسیون بالا؛ دیتای لول ۱ که در تایم‌فریم‌های پایین قابل پیش‌بینی نیست، چون پرایس اکشن و اسمارت مانی برای تایم‌فریم‌های بالاتر معتبرند؛ و کندل‌هایی که در تایم‌فریم پایین در دو بروکر یکی نیستند. نتیجه او: اگر می‌توانید مستقیم در فیوچرز اسکالپ کنید؛ وگرنه دیتای فیوچرز را بخوانید و سی‌اف‌دی را نزد بروکری با اسپرد ثابت بسیار پایین و کمیسیون کم معامله کنید.

رنج بار: کندلی که با حرکت قیمت بسته می‌شود، نه با ساعت

کندل تایم‌فریم فعالیت یک بازه زمانی ثابت را جمع می‌کند؛ رنج بار (Range Bar) فقط وقتی ساخته می‌شود که قیمت مسافتی از پیش تعیین‌شده را طی کرده باشد. ماندن روی نمودار پنج دقیقه‌ای یعنی از دست دادن فرصت‌ها و بزرگ‌تر شدن فاصله حد ضرر؛ رنج بار استاپ را کوتاه می‌کند و همین، محاسبه حجم پوزیشن را در فاصله کوتاه ممکن می‌کند. رنج بار نویز را حذف می‌کند و با نوسان سازگار است: در بازار پرنوسان سریع‌تر و در بازار آرام کندتر شکل می‌گیرد. اما استراتژی‌های تایم‌فریم بالاتر در آن همان‌طور عمل نمی‌کنند، و بازارهایی با نوسان بسیار بالا و والیوم پایین، مثل داوجونز و نزدک، برای آن مناسب نیستند.

دلتای واگرا و همگرا: کشف پسیو و اگرسیو

بیشتر سیگنال‌های ورود این روش به دلتای واگرا و دلتای همگرا برمی‌گردند. دلتای واگرا با رنگ کندل در تضاد است، مثلاً دلتای منفی در کندل سبز؛ یعنی چیزی با سفارش‌های لیمیت جلوی فروشندگان را گرفته است. واگرایی‌ها معمولاً برای کشف حرکت‌های پسیو (منفعل) و همگرایی‌ها برای کشف حرکت‌های اگرسیو (تهاجمی) به کار می‌روند. قاعده بی‌استثنای مدرس: چه در اسکالپ و چه در هر سیستم معاملاتی دیگر، هرگز در سقف بازار نخرید و در کف بازار نفروشید.

ترند بالاتر از همه سیگنال‌ها

جهت بازار پایه همه این‌هاست: سیگنال‌ها را بر اساس دلتای روز و در جهت حرکت اصلی به کار ببرید، معاملات خلاف جهت اصلی را به حداقل برسانید و در بازار کم‌نوسان اسکالپ نکنید. پنج پرسش دوگزینه‌ای درباره جهت ترند و شیب و دلتا در حرکت و اصلاح، ۳۲ حالت یک روز معاملاتی را می‌سازند که هر کدام با دیتای تیک پنج‌ساله در ریسک به ریوارد 1:2 آزموده شده است. پیش از اسکالپ، شش پرسش را جواب دهید:

  1. آیا خبر فاندامنتال وجود دارد؟
  2. جهت ترند صعودی است یا نزولی؟
  3. بازار در حرکت است یا در اصلاح؟
  4. شیب والیوم مثبت است یا منفی؟
  5. دلتا همگراست یا واگرا؟
  6. شکل دلتا افزایشی است، کاهشی یا متغیر؟

اصرار بر معامله در سقف یا کف بازار احتمال خوردن حد ضرر را بیشتر می‌کند؛ بهتر است با ترند شروع کنید و از سیگنال‌های ادامه‌دهنده استفاده کنید. و هشدار اصلی پابرجاست: اسکالپ پرریسک است و تجربه بسیار زیادی می‌خواهد.

سوالات متداول

اوردر فلو چیست و این دوره چطور آن را آموزش می‌دهد؟

اوردر فلو (Order Flow) یعنی خواندنِ جریانِ سفارش‌ها: در هر قیمت چه حجمی معامله شد، خریدار حمله کرد یا فروشنده، و سفارش‌های منتظر کجا جمع شده‌اند. این دوره اوردر فلو را در قالبِ یک سیستم معاملاتی کامل، T.V.V.R، آموزش می‌دهد: ترند، سطوحِ آماری بر پایهٔ حجم، ردِ الگوریتم‌ها و ورود در ری‌تست.

این دوره کجا عرضه می‌شود و چطور تماشا می‌شود؟

دوره‌ای آفلاین است و در فلو آکادمی عرضه می‌شود. ویدیوهای آن با اسپات‌پلیر روی ویندوز، مک و اندروید پخش می‌شوند؛ فعال‌سازی روی یک دستگاه است.

دسترسی به دوره چه مدت است؟

۳۶۴ روز از روز فعال‌سازی لایسنس اسپات‌پلیر.

سیستم معاملاتی T.V.V.R در کدام بازارها کاربرد دارد؟

این سیستم به یک بازار محدود نیست: در ارز دیجیتال (کریپتو)، شاخص‌ها (ایندکس‌ها)، جفت‌ارزهای اصلی در برابر دلار، نفت و طلا قابل استفاده است.

برای خرید باید در فلوویو حساب داشته باشم؟

بله؛ دکمهٔ خرید شما را به صفحهٔ همین دوره در فلو آکادمی می‌برد و اگر هنوز حساب ندارید، اول ثبت‌نام یا ورود می‌کنید.

پیش از این دوره، دورهٔ رایگانی هم هست؟

بله؛ دوره رایگان آموزش اوردر فلو با فلوویو، سیزده درس روی همین پلتفرم. آن دوره ابزارهای اوردر فلو را یکی‌یکی آموزش می‌دهد و این دوره همان ابزارها را در یک سیستم معاملاتی کنارِ هم می‌گذارد.

سعید شعبانی

مدرس والیوم تریدینگ

سعید شعبانی، اولین مدرس فارسی‌زبان سیستم معاملاتی والیوم تریدینگ، با بیش از ۱۵ سال تجربه حرفه‌ای حضور در بازارهای مالی جهانی و بنیان‌گذار آکادمی ICF Market است.

محصولات مرتبط

پاسخگوی هوشمند آکادمی

۲۴/۷ ساعته فعال
سلام
من پاسخگوی هوشمند ۲۴ ساعته آکادمی هستم. امیدواریم با این پاسخ‌ها سریعاً به جواب مدنظر خود برسید.
به امید روزهای بهتر